PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : استان فارس


هيوا
۲۵ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۲۷
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=36&stc=1&d=1168531578
پيش از ورود آريايى‌ها، بوميان فلات ايران در فارس هم زندگى مى‌کردند و دولت ايلام از شوش تا غرب فارس و حتى تا شيراز کنونى را پيش از هخامنشيان در تسلط خود داشت.

آريايى‌ها، يک بار در چهار هزار سال پيش و بار ديگر ۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ سال پيش، به ايران آمدند. گروهى از آنها از راه کرمان به فارس وارد شدند و در شمال فارس، در منطقه‌اى که آب فراوان وجود دارد، استقرار يافتند.

رشيدترين طايفه آريايى‌هاى فارس، پارسه (Parsa=پارس) نام داشت. از اين رو نام اين طايفه در ۱۱ سده پيش از ميلاد، بر قلمروى آنان نهاده شد. به تدريج روستاها و شهرهاى آنان ساخته شد نام نخستين شهر آنان يعنى پارسه کده (پاسارگاد)، به قولى از نام همين طايفه گرفته شده است. پارسه دومين نامى است که بعدها به نام شهر پارسه (پرسپوليس يوناني) بر تخت جمشيد گذاشته شد.

با شکل‌گيرى حکومت هخامنشيان واژه پارس به سراسر قلمرو آنان، يعنى ايران اطلاق شد و بعدها با تغييرات سياسي، واژه پارس ويژه استان فارس شد. فارس معرّب پارس است. بعدها براى استان فارس واژه فارسستان به کار رفت.

استان فارس یکی از استانهای جنوبی کشور میباشد. این استان از شمال به استان اصفهان, از شرق به استانهای یزد , از جنوب به استان هرمزگان و از غرب به استانهای کهگیلویه و بوشهر محدود می شود. وسعت استان فارس حدود 133 هزار کیلومتر مربع است و تقریبا” 8/1 درصد مساحت کشور را تشکیل می دهد.
مرکز این استان شهر شیراز است.
آب و هوای فارس در شمال سردسیر, در نواحی مرکزی زمستانها معتدل و بارانی و تابستانهای گرم و خشک, و در جنوب و جنوب شرقی زمستانها معتدل و بارانی و تابستانها بسیار گرم میباشد. زبان اکثریت مردم فارسی است اما عشایر ترک زبان (ایل قشقایی) به ترکی و عشایر عرب زبان (ایل عرب) به عربی صحبت میکنند .
یکی از مناطق مهم عشایری ایران , استان فارس می باشد و بزرکترین ایل ایران (ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به کوچ روی ادامه می دهند. علاوه بر ایل قشقایی ایل خمسه و ایل محسنی و همچنین طوایف کوچکتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می دهند .
براساس آخرین تقسیمات کشوری استان فارس به 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و 185 دهستان تقسیم شده است منطقه فارس یکی از قدیمیترین مراکز تمدن ایران است . فارس در کتیبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های یونانی پرمیس آمده و معرب آن فارس است.



شهرستانها
آباده،بوانات،داراب،اقلید، استهبان،فسا،فیروزآباد،جهر م،کازرون،لامرد،لار،ممسنی، مرودشت،نیریز،سپیدان،شیراز

بناهای یادبود تاریخی:
1-عمارت عفیف آباد ، شیراز
2-پل بندامیر ، مرودشت
3-بیشاپور ، کازرون
4-آتشکده فیروزآباد،فیروزآباد
5-معبد حفیط، شیراز
6-ارگ کریم خانی ، شیراز
7-مدرسه خان ، شیراز
8-مقبره کوروش ، مرودشت
9-طاق مشیر، شیراز
10-کتیبه نقش رجب ، مرودشت
11-کتیبه نقش رستم ، مرودشت
12-کتیبه نقش شاپور ،کازرون
13-موزه و عمارت نارنجستان قوام ، شیراز
14-پاسارگاد ،مرودشت
15-پرسپولیس ، مرودشت
16-آرامگاه سعدی ،‌شیراز
17-کاخ ساسانیان ،‌سروستان
18-آرامگاه شاه شجاع ، شیراز
19-غار تنگ چوگان ( تندیس شاپور ) ، کازرون
20-حمام وکیل ، شیراز
21-بازار وکیل ، شیراز

بناهای یادبود مذهبی:
1-مسجد جامع عتیق ( خدای خانه‌ )، شیراز
2-مسجد نصیرالملک ، شیراز
3-آرامگاه شاه چراغ، شیراز
4-مسجد وکیل ،شیراز

جاذبه های طبیعی :
1-باغ ارم ، شیراز
2-باغ گلستان ، شیراز
3-دریاچه مهارلو ، شیراز
4-دریاچه پریشان ، کازرون

فرهنگ و هنر :
1-موزه نظامی غفیف آباد ، شیراز
2-صنایع دستی
3-موزه نارنجستان ، شیراز
4-موزه پارس، شیراز
5-موزه پرسپولیس ، مرودشت
6-عشیره قشقائی

منبع : شبکه ملی مدارس ( رشد )

هيوا
۲۵ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۲۹
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=39&stc=1&d=1168532880
صنایع دستی :
هم اکنون تولید انواعی از صنایع دستی در مناطق عشایری و روستایی و نیز در شهرهای استان فارس رواج دارد. بیشترین تعداد صنعتگران دستی در گروه بافته های داری – قالی, گلیم و گبه – قرار دارد. پس از آن باید از خاتم – خاتم سازی و خاتم کاری – یاد کرد. پس از آن معرق چوب, منبت کاری چوب, ریزه کاری, نقاشی روی چوب سفال و سرامیک سازی, کاشی معرق کاشی هفت رنگ و نقاشی روی سفال. از رشته های رایج در استان فارس طراحی و نگارگری (نگارگری، گل و مرغ سازی، تذهیب و تشعیر) است.

رنگرزی گیاهی و استفاده از مواد ملونه طبیعی در رنگرزی خامه و ابریشم نیز کاری پررونق در استان فارس است. در زمینه فلز کاری و هنرهای مرتبط با فلز نیز استان فارس از سابقه طولانی برخوردار و آثار نقره کاری و قلمزنی روی نقره آن شاخص است. سایر رشته های صنایع دستی رایج در این استان عبارتند از: دوخت لباسهای محلی عروسک سازی، در پیکر تراشی، نمدمالی، سراجی، رودوزی های سنتی، بافتنی ها، نقشه کشی فرش، گچ بری، سنگتراشی، ساخت گلهای مصنوعی، آینه کاری، چاقو سازی وساخت زیورآلات .

گلیم:
در استان فارس بخش عمده ای از تولید گلیم توسط زنان و دختران عشایر ساکن و کوچ رو قشقایی انجام می شود. برای بافت گلیم معمولاً از نقشه استفاده نمی کنند. نقشه ها ذهنی هستند و معمولاً از طرح هایی استفاده می شود که از نسل های گذشته به حال انتقال یافته و تغییرات جزیی در همان چهارچوب آداب و رسوم موجود در منطقه است. البته در سالهای اخیر با راه یافتن گلیم بافی به مناطق شهری و روستایی استفاده از نقشه تا حدودی درگلیم بافی رایج شده است.

برای رنگرزی نخ های پشمی مورد مصرف در پود گلیم از رنگهای گیاهی یا رنگهای شیمیایی استفاده می شود. مهمترین مراکز تولید گلیم در استان فارس منطقه فیروزآباد، ممسنی و داراب است. گلیم های قشقایی نه تنها در ایران که در سطح جهان نیر به واسطه اصالت نقش ها و رنگ های زیبا و کیفیت ممتاز بافت مشهور و مورد تقاضا است.

قالی:
هنر و صنعت بافندگی فارس در وهله نخست, هنری عشایری و در وهله دوم هنری روستایی است که وابستگی به عشایر دارد. عشایر فارس بویژه قشقائیها و ایل خمسه بیش از دیگر عشایر به این هنر اشتغال دارند و روستائیان که در مسیر این ایل ها زندگی می کنند نیز به کار تولید قالی و سایر دستبافت ها مبادرت می کنند. فرش بافان این استان معمولاً دست بافت های خود را نه به عنوان یک کالای تجارتی بلکه برای خود تولید می کنند و چون دنباله رو نوسانات بازار فرش نیستند, طرح های آنها دارای رنگ آمیزی و طراوت خاصی است. البته در سالهای اخیر بافندگان عشایری به بافتن فرش برای فروش و به سلیقه مصرف کنندگان روی آورده اند. لیکن غالباً همان ذهنی بافی و رنگهای مرسوم پیشینیان خود را ادامه می دهند.

این «هنر- صنعت» به طور عمده به دست زنان انجام می شود. به طور کلی تولید دستبافته ها از مرحله ابتدایی تا آخرین مرحله به دست زنان صورت می گیرد. دار قالی ایل قشقایی مانند سایر عشایر افقی است و بافنده برای بافتن بر روی زمین می نشیند. بیشتر دارهای روستایی نیز افقی و گاه عمودی است. علت استفاده عشایر از دار افقی به این دلیل است که با زندگی کوچ نشینی آنها هماهنگی داشته و حمل آن بر پشت چارپایان به سهولت انجام می گیرد.

اکثر قالیچه های ایلات خمسه کار تیره عرب و باصری است. قالیچه های این دو تیره دارای طرح های متنوع و فارسی باف است و سراسر از پشم تهیه می شود. روستائیان فارس نیز هر سال تعداد زیادی قالیچه می بافند. این روستائیان که پیشینه ایلی و چوپانی دارند همانند عشایر از دارهای افقی استفاده می کنند ولی قالیچه های آنها از نظر جنس, مرغوبیت قالیچه های ایلات را ندارد.

فرش های قشقایی معمولاً به طریق «ذهنی بافی» بافته می شود. این نقشه های ذهنی نوعی بازآفرینی سنتی است که از نسل های پیشین به امروزیان رسیده است. بافندگان ایلی همان نقوش را تکرار می کنند بدون آنکه از نقشه استفاده کنند. از این رو معمولاً هیچ دو فرشی کاملاً و عیناً شبیه یکدیگر نیست. بافندگان تازه کار از سرمشق هایی کمک می گیرند که «حور» نامیده می شود. بافندگان قشقایی این سرمشق ها را که یک یک نقشمایه ها و نگاره های اصلی بر آن بافته شده است. «دستور» می گویند. رنگ قالی های قشقایی کاملاً به سلیقه و خواست بافنده ارتباط دارد.

قالی های فارس اکثراً نرم و تا اندازه ای ظریف و نازک هستند و وجه تمایز آنها با سایر فرش ها نیز همین صفات است. گره در قالی های فارس هم به صورت متقارن (ترکی) و هم به صورت نامتقارن (فارسی) استفاده می شود. بافت قالی در اکثر مناطق عشایری و روستایی استان فارس رواج دارد و افزون بر مناطقی که ایل قشقایی در آن اسکان دارند. قالی بافی در دیگر شهرها و روستاهای استان منجمله در آباده و شیراز و فسا نیز مرسوم و متداول است.

گبه:
گبه نوعی قالی گره بافته است با پرزهایی بلند که حداقل یک سانتی متر و پودهای متعدد (بین 3 تا 8 پود در هر ردیف) و معمولاً درشت بافت است. این بافته معمولاً در ایلات و عشایر جنبه خودمصرفی دارد. در گبه های قشقایی برخلاف گبه های سایر نواحی ایران که خودرنگ است،بافنده از رنگ ها و نقش های متفاوتی استفاده می کند. البته گبه هایی با نقش ساده با زمینه ای یکرنگ یا رنگهای محدود نیز بافته می شود. از نقش های مورد علاقه لبه بافان ایل قشقایی نقش شیر است که علاوه بر اهمیت باستانی این نقش مظهر جوانمردی است و بی ارتباط با وجود شیر در منطقه کامفیروز و دشت ارژن فارس نیست. نقش های لچک ترنج, ستاره, نقش خشتی, نقش حیوانات مختلف و ... نیز در گبه بافی کاربرد دارد. گبه های قشقایی تمام پشم هستند و تار آنها نیز پشمی است. اندازه گبه متفاوت است. معمولاً اندازه 100×200 یا 200×115 سانتی متر متداول تر است.

جاجیم:
از بافته های عشایر قشقایی جاجیم است که برای پوشاندن رختخواب و اثاثیه درون چادر استفاده می شود از این رو به آن «پوشن» نیز می گویند. جاجیم های کوچک به عنوان روانداز نیز کاربرد دارد. جاجیم به رنگهای مختلف بافته می شود و رنگ های روشن در بافت آن بیشتر به کارمی رود. معمولاً تار و پود آن هم رنگ است. نقوش جاجیم که برای تزیین آن به کار می رود عبارتند از:

نقش شطرنجی، نقش آینه کگل، نقش کنگره، نقش موازی، نقش حوض، نقش مدخل، نقش لوزی و... .

جاجیم گل برجسته(گلیم گل برجسته):
گلیم گل برجسته یا گلیم سوزنی از بافته های خاص منطقه فارس و ایل قشقایی بویژه طایفه کشکولی است. این بافته شباهت به گلیم دارد با این تفاوت که قسمت هایی از آن به صورت پود پیچی بافته می شود و به شکل برجسته در روی کار نمایان است.

جاجیم های گل برجسته معمولاً زمینه ای روشن دارند و نقوش آنها دارای رنگهای متنوع و ترکیبی از نقوش گلیم و قالی است. بافت آن از تار و پود پشمی یکرنگ است. ابعادش معمولاً همان ابعاد گلیم و ابزار کار و حتی نحوه چله کشی این بافته دقیقاً همانند گلیم است.

رنگرزی سنتی:
در شیراز و برخی دیگر از شهرهای استان فارس، کارگاههای متعدد رنگرزی با مواد ملونه طبیعی (گیاهی) وجود دارد که در این کارگاهها با بهره گیری از مواد رنگزایی همچون نیل، اسپرک، خوشک، روناس و ... و استفاده از دندانه هایی نظیر زاج سفید، زاج سیاه و زاج سبز، اقدام به رنگرزی خامه و ابریشم می کنند.

رنگهای طبیعی به واسطه دوام زیاد، متناسب بودن با مواد اولیه مورد استفاده در بافت زیراندازها و حالت زیبا، مخملی و دل نوازی که به بافته ها می بخشد درمقایسه با رنگهای شیمیایی (حتی رنگهای کاملاً ثابت شیمیایی) از رجحان و برتری برخوردار است.

رند:
رند, نوعی گلیم بسیار ریزبافت و ظریف منطقه فارس است که به آن سوزنی هم می گویند. این بافته فرش مانند از کارهای زیبای عشایر قشقایی است. شیوه بافت آن مانند ورنی و شیرکی پیچ به طریق پودپیچی است.

این بافته که مانند سایر بافته های ایلی بر روی دار افقی بافته می شود جنبه خودمصرفی دارد و به علت وقت گیر بودن در مناطق قشلاقی ایل بافته می شود. در این نوع بافته به علت پودپیچی به دور تارها و استفاده از پود نازک و قطع نکردن پودهای اضافی, بافته ای که به دست می آید یک رو بوده و درشت کارکه می توان پودهای اضافی را دید. رنگ این نوع بافته معمولاً تیره و روشن و نقوش آن همان نقوشی است که در قالی و گلیم به کار می رود..

خوابگاه (مفرش):
عشایر قشقایی از مفرش برای جای دادن رختخواب و البسه استفاده می کنند. این محصول به شکل مکعب مستطیل بوده و اندازه آن تقریباً 80×80×50 سانتیمتر است که به وسیله بندهای چرمی و قلاب های نر و ماده بسته می شود. در دو طرف مفرش دو دستگیره چرمی دارد. مفرش از وسایل اصلی هر سیاه چادر و هر خانواده ایلی است.

تار مفرش از نخ و پود آن پشمی است و رنگ های به کار رفته در آن بیشتر قرمز, سرمه ای و آبی است. نقش های مفرش محدود است و این به علت شیوه بافت آن است, در حقیقت رنگ به وجود آورنده نقش در مفرش است و نوع بافت در همه نقوش یکسان است.

خاتم سازی:
نام شیراز با خاتم توام بوده و نام خاتم, شیراز را به ذهن و خاطر می آورد. چرا که از دوره صفویه به این سو, شهر شیراز به عنوان خواستگاه هنر خاتم سازی, مهمترین مرکز خاتم سازی ایران بوده و هست و شاخص ترین خاتم سازان شیرازی چون صنیع خاتم, گلریز خاتمی, حکیم الهی و ... همواره سهم شایسته ای هم در تولید و عرضه آثار ممتاز خاتم و هم در تربیت نیروی انسانی و خاتم سازان جدید داشته اند. خاتم شیراز به واسطه کیفیت مناسب و طرحهای اصیل و مواد اولیه مرغوب, از جایگاه مناسبی در خاتم سازی ایران برخوردار است.

منبت کاری:
در استان فارس و بویژه در شهر آباده, منبت کاری شهرتی دیرینه دارد و در این شهر زیباترین آثار منبت چوب به صورت جعبه ها, صفحات شطرنج, مبلمان, میز و ... عرضه می شود. ضمن آنکه منبت کاری در شهر شیراز هم از رونق خوبی برخوردار است.

ساخت و قلمزنی نقره:
شهر شیراز به واسطه آثار تهیه شده از نقره و نیز قلمزنی های شاخص انجام شده بر روی نقره که با طرح های زیبایی از تخت جمشید مشخص می شود و به صورت گیره های استکان و لیوان, سینی و ظروف دیگر عرضه شده است. از قدیم الایام دارای شهرت و اعتبار بوده است و در حال حاضر این «هنر- صنعت» اگر چه همچون گذشته های نه چندان دور رونق ندارد اما همچنان به حیات خود ادامه می دهد و آثار تولیدی از کیفیت مطلوبی برخوردار است.

سایر صنایع دستی
در استان فارس, گیوه بافی و گیوه دوزی, نمدمالی و کلاه مالی, رودوزی های سنتی, سفال و سرامیک و کاشی و برخی دیگر از انوع صنایع دستی همچون آئینه کاری, گل سازی, ساخت زیورآلات و ... نیز مرسوم و متداول است.

هيوا
۲۵ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۴۰
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=37&stc=1&d=1168532152
در جنوب ايران تا کرانه‌هاى خليج‌فارس، سرزمينى گسترده است که از روزگار باستان، پارس (فارس) نام داشت و از آغاز دورهٔ اسلامى تا کنون، مرکز آن شيراز بوده است. اين سرزمين، از چند هزار سال پيش زيست‌گاه پررونق اقوام بومى ايران، و به ويژه ايلاميان بود و از اين قوم، آثار بسيار در گوشه و کنار فارس، به جاى مانده است. آثارى چون کورنگون مَمَسّني، نقش رستم، تخت جمشيد، تپهٔ سبز و تپهٔ ماليان (هر دو در مرودشت) و ...

سه هزار سال پيش از اين، قومى که خود را آريايى مى‌خواند، از جنوب روسيهٔ امروزى به فلات ايران سرازير و پس از درگيرى‌هاى فراوان با بوميان آن سامان، به پيروزى رسيد و براى خود سکونت‌گاه‌هايى برپا داشت. بيشتر اين آرياييان، چوپان و گله‌دار و کوچ‌نشين بودند و به صورت قبيله‌اى زندگى مى‌کردند.

دين آنان، گونه‌اى بينش توحيدى بود. آنان به خداى يگانه و بزرگى به نام اهورامزدا ايمان داشتند و نيروهاى طبيعي، مانند آب، آتش و خاک و خورشيد را داراى فره ايزدى مى‌پنداشتند و سرچشمه بدى‌ها و تاريکى‌ها را در وجود اهريمن مى‌جستند. آرياييان، قبيله‌هاى بزرگى داشتند که معروف‌تر از همه پارسيان، مادها، سکاها، بلخيان، سغديان، خوارزميان، هراتيان و پارتيان بودند. همه اين قبيله‌ها به يک زبان بزرگ، اما با لهجه‌هاى متفاوت سخن مى‌گفتند و سرزمين خود را به نام آريّا وَئيَج (ايران ويج) مى‌خواندند و بعدها که دارى حکومت شدند، ميهن‌شان را کشور ايرانيان و زبان اصليشان را اَئيريانو خششرَ مى‌خواندند. اين اصطلاح بعدها به اِئران شَتر و ايران شَهر و سرانجام ايران تبديل شد.

پارسيان، يکى از اقوام ايرانى بودند که سه هزار سال پيش، به فارس آمدند و در چند مکان، از جمله در اَنشان يا ماليان امروزى در ۴۶ کيلومترى شمال شيراز، و پاسارگاد ساکن شدند. پايتخت آنان، نخست پاسارگاد بود و بعدها به همدان انتقال يافت.

در اواخر سده هشتم پيش از ميلاد، مادها در ايران غربى نيرو گرفتند و گرد هم جمع شده، با آشوريانِ تاراج‌گر به زد و خورد پرداختند و صد سال بعد آنان را از پاى درآوردند و حکومتى بزرگ برپا داشتند که ۱۲۰ سال پايدار ماند. فرمانروايى آنان سرانجام توسط کوروش بزرگ فروپاشيد.

کوروش بزرگ فرزند کمبوجيه (پادشاه پارسيان) و شاهدختى مادى بود و با کارهاى درخشانش بزرگترين پادشاهان جهان آن روزگار را پديد آورد.

مورخان کوروش را پادشاهى دانا و مدير و مدبّر و مفسران بزرگى چون علامهٔ طباطبايي او را ذوالقرنين ناميده‌اند. کوروش پس از نزديک به ۳۰ سال فرمانروايى در جنگ با کوچ‌نشينان ماساگتى -از اقوام سکايى آسياى ميانه- کشته شد و پسرش کمبوجيه جاى او را گرفت و به مصر لشکر کشيد و آن‌جا را به فرمان خود درآورد، ولى با شورش مغان روبه‌رو شد و پيش از گرفتن کين خويش در مصر درگذشت.

آنگاه، داريوش بر تخت هخامنشى نشست و ۳۶ سال بر ايران فرمان راند. هخامنشيان نزديک به ۲۱۸ سال بر اين سرزمين حکومت کردند تا اين که اسکندر بر ايران تاخت و شاهنشاهى هخامنشى را برانداخت اما، دولتش هفت سال بيش نپاييد و آرزوهايش بر باد رفت.

اگرچه حاکمان پارس به سلطهٔ سلاطين اشکانى در روزگار قدرت آنان گردن نهادند، اما پارس هرگز جزو امپراتورى نشد. شاهان پارس قدرت خود را تا سواحل کارمانيا و سواحل عربستان بسط دادند.

از روايات مربوط به اردشير اول ساسانى چنين بر مى‌آيد که در زمان او، پارس به ممالک کوچکى تقسيم شده بود. از سکه‌هاى کشف شدهٔ آن دوران مى‌توان دريافت که در آن زمان، تمدن يونانى به کلى از پارس رخت بر بسته بود و سنت‌هاى تاريخى و اساطيرى کهن و دين زردشت استيلاى کامل داشت.

براساس شواهد، در آن زمان پارس تنها سرزمينى بود که دين زردشتى حقيقى و نوشته‌هاى مقدس در آن محفوظ مانده بود. به همين دليل، تجديد حيات آيين زردشتي، با قيام اردشير اول و کشورگشايى او از پارس آغاز شد. اردشير اوّل دودمان ساسانيان را بنياد گذاشت و دين زردشتى را در سراسر ايران مستقر کرد.

استخر که پايتخت پارس بود، در دوره ساسانى شهرى بزرگ و آباد بود. پس از بنيان‌گذارى پادشاهى ساساني، پايتخت به تيسفون منتقل شد.

ار آثار پراهيمت تاريخى پيش از اسلام در سرزمين فارس، مى‌توان از تخت‌جمشيد، پاسارگاد، نقش رستم، قصر اردشير، قلعهٔ دختر، بيشابور، قصر ابونصر، بندبهمن، قصر ساسانى در سروستان و بسيارى نمونه‌هاى ديگر ياد کرد.

منبع : استانداری فارس

هيوا
۲۵ مهر ۱۳۸۶, ۲۰:۴۳
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=38&stc=1&d=1168532382
مسلمانان به پيروى از ساسانيان، ايالت فارس را به پنج ولايت که هر کدام را يک کوره مى‌گفتند، تقسيم کردند. اين تقسيم‌بندى تا حملهٔ مغولان برجاى بود. پنج کورهٔ فارس عبارت بود از: کورهٔ اردشير خوره که مرکز آن شيراز بود، کورهٔ شاپور خوره که مرکز آن شهر شاپور بود، کورهٔ ارجان که مرکز آن به همين نام بود، کورهٔ استخر که مرکز ان پرس‌پليس بود و کورهٔ دارابجرد که مرکز آن دارابجرد بود.

فارسيان از آغاز عاشق خاندان نبوت و اهل بيت بودند. اولين ايرانى که در جستجوى پيامبر به سوى حجاز شتافت و به دين اسلام مشرف شد، سلمان فارسى بود که اين افتخار را يافت که خاتم پيامبران دربارهٔ او مى‌فرمايد: سلمان از اهل بيت ماست.

در زمان ضعف قدرت خلافت در قرن سوم هـ.ق، فارس به تصرف يعقوب ليث مؤسّس سلسله صفاريان درآمد. وى شيراز را تصرف کرد و برادرش عمروليث مسجد جامع بزرگى در شهر ساخت که هنوز پابرجاست. پس از آن، فارس به تصرف آل‌بوبه درآمد و عضدالدوله ديلمي بر بيشتر ايران و قسمتى از بين‌النهرين تسلط يافت. از کارهاى برجسته او ساختن بند امير بر رود کر بود.

پس از آل‌بويه، سلجوقيان بر فارس مسلط شدند. با ضعف سلاجقه، سنقرابن مودود، دودمان اتابکان فارس را تأسيس کرد. اين دودمان، در ۵۴۳ هـ.ق بر سرزمين فارس فرمانروايى يافت و آخرين فرمانرواى آن، آبش خاتون، پس از يک سال سلطنت در ۶۶۷هـ.ق به همسرى منکو تيمور، يکى از پسران هلاکوخان مغول درآمد. از آن پس سلطنت وى نامى بيش نبود و چندى نگذشت که فارس به دست امراى مغول افتاد.

در ۷۵۴ هـ.ق، امير مبازرالدين محمد پادشاه سلسله آل‌مظفر، فارس را تصرف کرد. شاهان اين دودمان تا سال ۷۹۵ هـ.ق، که امير تيمور خاندان آل‌مظفر را برانداخت بر فارس فرمانروايى داشتند.

در سال ۹۰۹ هـ.ق، فارس تخت استيلاى شاه اسماعيل صفوى درآمد. در زمان او جانشينان، فارس و مرکز آن شيراز، آبادى و رونق يافت. در اين دوران، الله‌وردى خان و پسرش امامقلى خان فرمانروايان کاردان و با تدبير فارس در زيبا ساختن و آبادانى شهر شيراز کوشيدند.

در جنگ ميان نادرشاه و افاغنه غلزايى تحت فرمان اشرف افغان، فارس رنج و ويرانى فراوانى ديد. اين جنگ با شکست افاغنه در ۱۱۴۲ هـ.ق پايان يافت.

پس از مرگ نادر، بار ديگر فارس دستخوش پريشانى شد، ولى با روى کار آمدن کريم‌خان زند صلح و آبادى به اين ناحيه بازگشت. از کاردانى و تدبير و دورانديشى کريم‌خان، آثار ارزشمندي، به ويژه در شهر شيراز به جاى مانده است.

پس از مرگ کريم‌‌خان در سال ۱۱۹۳ هـ.ق، بر سر جانشينى او ميان بازماندگانش اختلاف پديد آمد و سرانجام، لطفعلى خان زند به فرمانروايى رسيد. پس از آن، فارس در جنگ‌هاى لطفعلى خان زند و آقا محمد خان قاجار آسيب فراوان ديد و سرانجام قاجاريه حکومت يافتند. پس از وفات فتحعلى شاه در سال ۱۲۵۰ هـ.ق، پسرش حسينعلى ميرزا فرمانفرما در فارس به دعوى سلطنت برخاست، اما کارى از پيش نبرد.

فارس در دوران قاجاريه، همچنان از ايالات آباد و پراهميت کشور به شمار مى‌آمد و راه ارتباطى خليج‌فارس و مرکز به عنوان نخستين خاکريز، مورد توجه خاص استعمارگران بود. اما مردم قهرمان اين سرزمين کهن، هيچ‌‌گاه در مقاومت و مبارزه با استعمار و استبداد از پا ننشستند. نهضت تنباکو به رهبرى ميرزاى شيرازي در سال ۱۳۰۹ هـ.ق همواره الهام‌بخش مبارزات ضداستبدادى و ضداستعمارى ايران و منطقه بوده است.

پس از قاجار، اگرچه فارس نقش ارتباطى مهم خود را از دست داد، ولى به علت داشتن آثار با‌ارزش سياسى و تاريخى و آرامگاه‌هاى دانشمندان، شاعران و عرفاى بزرگى چون سعدي، حافظ، ابوعبداله، ملاصدرا، خواجو، شيخ روزبهان و بواسحاق کازرونى و ... همچنان به عنوان يکى از پرآوازه‌ترين استان‌هاى ايران با شهرتى جهانى در گستردهٔ فرهنگ و ادب و عرفان جايگاه خود را حفظ کرد. افزون بر اين حرم‌هاى مطهر شاه‌چراغ (ع)، سيد علاءالدين حسين (ع)، على بن حمزه (ه) و ... همواره فارس را در چشم عاشقان اهل بيت و شيعيان جهان گرامى داشته است.

منبع : استانداری فارس