توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : تاریخ کردستان
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=35&stc=1&d=1168460490
استان كردستان ، با وسعت 28235 كيلومتر مربع در غرب ايران واقع شده است و از شمال به آذربايجان غربي و زنجان و از مشرق به همدان و قسمت ديگري از زنجان و از جنوب به استان كرمانشاه و از مغرب به كشور عراق محدود است .
مركز اين استان شهرستان سنندج است و بناي آن به سال 1046 ه.ق مي رسد . درباره وجه تسميه سنندج آمده است كه نام آن سنه دژ بوده ( يعني قلعه اي در پاي كوه ) كه توسط سليمان خان اردلان بازسازي شده است . از شهرهاي مهم استان مي توان به شهرهاي سقز، قروه ، بيجار، بانه، ديواندره و كامياران اشاره نمود . زبان مردم اين استان كردي است كه داراي دستور زبان خاصي بوده و به چهار لهجه اساسي تقسيم مي شود :
زازايي ، كرمانجي شمالي ، كرمانجي غربي و كرمانجي شرقي ، در حال حاضرزبان كردي چون زبان فارسي با كلمات عربي و تعدادي علائم خاص قراردادي آميخته شده است .
دين مردم كردستان اسلام بيشتر ساكنان پيرو مذهب تسنن ( شافعي ) و عده اي نيز پيرو مذهب تشيع مي باشند، تعدادي از اقليت هاي مذهبي ( يهودي و مسيحي ) نيز در كردستان زندگي مي كنند كه اكثر آنها در شهرستان سنندج سكونت دارند . كردستان داراي سابقه تاريخي درخشان و پيشينه و گذشته اي شايان توجه است . وجود مناطق كوهستاني ، مراتع مطلوب و خاص ، زيبايي و سرسبزي و طراوت طبيعت اين ناحيه از جمله دلايلي بود كه اولين قبايل آريايي پس از مهاجرت خويش به ايران در اين منطقه ماوا گزيدند . آنچنان كه مي دانيم اولين نقشه در راستاي برانداختن دولت قدرتمند آشور در اين نقطه پي ريزي شد و پس از شكست آن حكومت در سال 612 ه.ق بود كه اولين امپراتوري ايراني يعني ماد شكل گرفت .
در تاريخ پيش از اسلام تا قرن پنجم ه.ق از كردستان فعلي تنها در زمان سلطان سنجر آخرين پادشاه سلجوقي با نام كردستان ياد شده است كه مركز آن در بهار فعلي واقع در شمال غربي همدان قرار داشته و در زمان حمله مغول صدمات بسيار سنگيني ديده و بعدها به امر سلطان محمد خدابنده ( اولجايتو ) قصبه اي بنام سلطان آباد چمچال واقع در منطقه بيستون به عنوان مركز اداري و سياسي كردستان داير شد و قريب به 5/1 قرن اين وضع ادامه داشت تا اينكه در سال 774 ه.ق حكوت كردستان به قلعه حسن آباد واقع در 6 كيلومتري جنوب شهرستان سنندج منتقل شد
وضع بر همين منوال گذشت تا زمان به حكومت رسيدن سليمان خان اردلان ، كه در بازسازي اين شهر ، از معماران اصفهاني استفاده كرد و از اين رو سبك معماري اصفهاني در شكل گيري اين شر سهم بسزايي داشته و در ساخت چهار باغ ها وبازارهااين سبك به خوبي مشهود است و بدين ترتيب مركز دارالحكومه به شهر سنندج انتقال يافت . از آن پس واليان و حاكمان بعدي نيز در دوره هاي حكومت خويش به رونق ، شكوفايي و آباداني سنندج پرداختند .
به استناد گفته ي مورخين ، قلعه ي سنه دژ ( سنندج ) را سليمان خان اردلان ، والي كردستان در زمان شاه صفي ( 1038- 1052 ه.ق ) آباد نمود و كلمه ي ( غم ها ) را كه حساب ابجد 1046 مي شود ماده ي تاريخ آن قرار داده است .
هيچ يك از جغرافي نويسان اسلامي ، اين شهر را به اين اسم در آثار خود ذكر نكرده اند . در گذشته به جاي شهر سنندج فعلي شهري به نام ( سير وجود داشت ) كه اين كلمه در فارسي به معناي ( سي سر ) است . مجاور سي سر ، محلي بود به نام صد خانيه يا صد خانه كه احتمالا به مرور زمان اين نام به سنه تغيير يافته است . سنندج مدت چهار قرن تحت حكومت حكام موروثي خاندان اردلان بود كه نسب خود را به ساسانيان مي رسانيدند . جاهاي ديدني و جذاب اين شهر عبارتند از :
مسجد دارالاحسان ، مجموعه تفريحي پارك آبيدر ، باغ سپيدار ، بازار سنندج ، عمارت آصف ( خانه كرد ) ، موزه سنندج ، عمارت خسرو آباد ، عمارت وكيل ، حمام خان ، قران نگل ، هاجره خاتون ، امامزاده پير محمد ،امامزاده پير عمر ، سد قشلاق ، درياچه قشلاق ، پل قشلاق .
منبع : دبیرخانه راهبری تاریخ
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=46&stc=1&d=1168536266
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=47&stc=1&d=1168536266
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=45&stc=1&d=1168536182
آثار تاريخي
1 ) قلعه قمچقاي : قلعه قمچقاي در 12 كيومتري روستاي قمچقاي از توابع بيجار واقع شده است .
2 ) نگل : مركز دهستاني به همين نام از توابع بخش كلاترزان سنندج است كه در 65 كيلومتري غرب سنندج و در مسير جاده ي سنندج – مريوان قرار دارد و یکی از قرآن های خطی صدر اسلام در آن قرار دارد.
در كتاب تاريخي حديقه ي ناصريه به اين شرح آمده است . در يكي از دهات اين بلوك كه نگل اسم دارد مسجد قديمي كه به مسجد عبدالله عمران يا عبادالله عمران مشهور است و قرآني در اين مسجد هست خيلي بزرگ و به خط كوفي نوشته شده است .
در داخل مسجد روستاي نگل قران خطي كه در زمان خليفه ي سوم به رشته تحرير وبه چهار اقليم دنيا فرستاده شده شده است . به همين دليل مردم اعتقاد زيادي به اين كلام الهي دارند و در حل مشكلات و گرفتاري هاي زندگي خود از آن ياري مي جويند و قسم دروغ به آن را گناهي بزرگ و نابخشودني مي دانند . چگونگي انتقال اين قرآن به روستاي نگل روشن نيست ، اما با توجه به گفته ها و حكايت عامه اين قرآن در دوران صفويه از دل خاك بيرون آورده شده است و از آن زمان در مسجد قديمي روستا به منظور زيارت اهالي نگهداري مي شود . مسجد در چند سال اخير به طور كامل بازسازي شده است .
3 ) غار باستاني كرفتو در شهرستان ديواندره ، در 72 كيلومتري شرق شهرستان سقز قرار دارد . با توجه به تحقيقات به عمل آمده در دوران ( مزوزوبيك ) كرفتو در زير آب بوده و در اواخر اين دوره ارتفاعات آن از آب خارج شد. غار كرفتو از غارهاي آهكي و طبيعي است كه در ادوار مختف جهت استفاده و سكونت انسان تغيير حالت داده و با معماري صخره اي در چهار طبقه ، در دل كوه حفر شده است . اين غار در سال 1379 گمانه زني شد و با بررسي باستان شناختي در محوطه بيرون و داخل غار، آثاري از دوران هاي مختلف به دست آمد . كشف تراشه هاي سنگي در طبقه چهارم و محوطه بيرون غار مي تواند نشانه اي از استفاده انسان در دوران پيش از تاريخ ، از اين غار باشد.
موقعيت : 77 كيلومتر شمال شرق شهرستان ديواندره
در بالاي سر در ورودي يكي از اتاق ها كتيبه اي يوناني وجود داردكه ظاهرا آنرا را مشابه معابد يوناني مي نمايد ، اما اختلاف بسياري از هر نظر با معابد يوناني دارد . در باره بخش معماري صخره اي غار ، تاريخ دقيقي وجود ندارد ، ولي با توجه به وضعيت دو بخش طبيعي و معماري صخره اي احتمالا از 3500 سال قبل مورد استافده قرار گرفته است و آثار برخي از دوره هاي تاريخي واسلامي ( پارتي و مغول ) در آن تا حدودي مشخص است .
تپه باستاني زيويه
اين تپه در روستاي زيويه ، حدود 55 كيلومتري جنوب شرقي شهر سقز واقع و از محوطه بسيار وسيعي برخوردار است .طي كاوش هاي باستاني در اين تپه ، قلعه باستاني زيويه از زير خاك بيرون آمد ، زيويه هم از نظر آثار معماري و هم از نظر آثار هنري يكي از شاخص ترين مكان هاي دوره تاريخي محسوب مي شود ، و احتمالا مربوط به اقوام ماننايي است كه در حدود 700 سال پيش از ميلاد در مناطق شمال غرب ايران حاكميت داشته اند .
مسجد دارالاحسان سنندج ( مسجد جامع )
موقعيت : سنندج – خيابان امام (ره)
بناي مسجد در سال 1227 ه . ق توسط امان الله خان اردلاني والي كردستان ساخته شده است . اين بنا داراي تزئينات كاشي كاري هفت رنگ ( مينايي ) ، آجركاري لعابدار و معقلي ، حوض سنگي و فواره هاي زيبا و همچنين ستون هايي با تزئينات طنابي شكل مي باشد . دو مثلث قرآن مجيد در اين مسجد بر روي ديوارها نگارش يافته است .
مسجد دارالامان ( مسجد والي )
موقعيت : سنندج – خيايان فردوسي
اين مسجد توسط غلامشاه خان ، فرزند امان الله خان اردلاني ، در دوره قاجاريه در ضلع شرقي شهر ساخته شده است .
پل قشلاق
موقعيت : سنندج نرسيده به پايانه مسافربري سنندج
ساختمان اصلي پل به دوران صفويه ياز مي گردد . اين بنا پل در زمان امان الله خان اردلان تعمير و مرمت كامل گرديده ولي بر اثر خرابي و ويراني بيش از حد در سال 1268 ه . ق ميرزا رضاي وزير كردستاني ، پل را به كلي تخريب و مجددا آن را بازسازي كرده است . وجود سنگ نيشته اي بر سينه كوه مجاور با تاريخ 1284 ه . ق حكايت از تعمير و مرمت پل در زمان ناظم الاياله ميرزا غلام حسين خان دارد .
مسجد دو مناره سقز
موقعيت : سقز – خيابان امام (ره )
تاريخ دقيق بناي مسجد مشخص نيست ، ليكن ساكنين منطقه ساخت مسجد را به شيخ حسن مولان آباد نسبت داده اند و از اين رو احتمال دارد در اواخر دوره افشاريه و اوايل دوره زنديه ساخته شده باشد ،. بر بالاي مسجد ، دو مناره رفيع و بلند قرار دارد كه به همين دليل به مسجد دو منار شهرت دارد .
مسجد خسروآباد گروس بيجار
موقعيت : روستاي خسروآباد گروس 45 كيلومتري شرق بيجار
بناي مسجد مربوط به دوران قاجار است .
كليساي سنندج
موقعيت : خيابان نمكي – جنب حمام زرنگار
اين كليسا كه تنها كليساي شهر سنندج است در بافت قديمي شهر و در محله آقا زمان قرار دارد . اين بنا متاثر از معماري دوران اسلامي ساخته شده و از بناهاي عصر قاجاريه به شمار مي آيد .
بقعه بابا گرگر ( امامزاده سيد جلال الدين )
موقعيت : شهرستان قروه – روستاي باباگرگر از توابع دلبران
بازار بيجار
موقعيت : بيجار - مركز شهر
بازار سنندج
موقعيت : مركز شهر سنندج
پل صلوات آباد
موقعيت : بيجار – پانزده كيلومتري جاده آسفالته بيجار – تكاب ( ورستاي صلوات آباد )
تاريخ دقيق ساخت پل مشخص نمي باشد اما از شواهد پيداست كه پل با عناصر ويژه دوران صفويه بالاخص سنگ هاي حجاري شده و الگوهاي معماري اين دوران ساخته شده و در دوره هاي بعدي مرمت هايي بر روي آن انجام گرفته است.
پل فرهاد آباد
موقعيت : 15 كيلومتري شمال غربي شهرستان قروه در روستاي فرهاد آباد
حمام خان ( ظهيري )
موقعيت : سنندج – ضلع شمالي بازار سرپوشيده سنندج پايين تر از مسجد داروغه
حمام قصلان
موقعيت : روستاي قصلان 6 كيلومتري شمال شهر قروه
امامزاده عقيل حسن آباد ( سوگند )
موقعيت : بيجار شهر حسن آباد ياسوگند
عمارت خسرو آباد
موقعيت : سنندج – بلوار شبلي ( خسروآباد سابق ) كوچه خندق
احداث بناي اوليه عمارت به طور دقيق مشخص نيست وليكن نوع معماري آن احتمالا مربوط به دوره زنديه مي باشد . در سال 1223 ه . ق اين عمارت توسط امان الله خان اردلان حمكران مقتدر كردستان براي پسرش خسرو خان ساخته شده است .
عمارت آصف
موقعيت : سنندج – ضلع شمالي خيابان امام خميني (ره)
چنين آورده شده است كه احداث بناي اصلي عمارت آصف شامل تالار تشريفات ، به دوران صفويه باز مي گردد . در دوره هاي بعد به ويژه در دوران قاجار و پهلوي به تدريج بخش هايي به آن افزوده شده است .
عمارت مشير ديوان
موقعيت : سنندج – خيابان شهدا – روبروي پارك شهدا
اين عمارت مجموعه اي از فضاهاي متعدد با شيوه و اسلوب معماري ايراني به ويژه نقشه يك ايواني توسط ميرزا يوسف مشير ديوان فرزند يكي از رجال سياسي به نام ميرزا رضاي وزيركردستاني در دوره قاجاريه ساخته شده است .
عمارت ملا لطف الله شيخ السلام سنندجي ( خانه سالار سعيد ، موزه ، عمارت حبيبي)
موقعيت : سنندج – خيابان امام (ره) كوچه حبيبي
اين عمارت مقارن سلطنت ناصرالدين شاه قاجار حدود 150 سال پيش توسط يكي از علماي اهل سنت به نام ملا لطف الله شيخ الاسلام ، قاضي القضاه منطقه كردستان در دو بخش بيروني ( تالار تشريفات و زير زمين يا حوضخانه به انضمام فضاهاي جنبي و اتاق هايي در دو طبقه ) و بخش اندروني ( ساختمان دو طبقه شمالي و ساختمان غربي با دو فضاي وسيع در اضلاع شرقي و غربي و سر درها ) ساخته شده است .
عمارت وكيل
موقعيت : سنندج – خيابان كشاورز ( وكيل سابق )
مجموعه اي بزرگ متعلق به خانواده وكيل است . از يك قسمت اصلي متعلق به حاج محمد رشيد بيگ وكيل ( دوران زنديه ) و بخش هاي ديگر كه در دوره هاي بعدي ايجاد شده تشكيل مي شود .
عمارت احمد زاده
موقعيت : سنندج – خيابان نمكي
پارك آبيدر
موقعيت : نزديك شهر سنندج
روستاي اورامان تخت كردستان
موقعيت : مريوان
درياچه زريوار
موقعيت : 2 كيلومتري غرب شهر مريوان
اين درياچه در سه كيلومتري شمال باختري مريوان و در ارتفاع 1285 متري از سطح دريا قرار دارد و از زيباترين ميراث هاي طبيعي استان كردستان به شمار مي آيد آب درياچه از چشمه هاي جوشان و رودخانه هاي چندي كه به آن مي ريزد تامين مي شود . حجم آب درياچه از 5/22 ميليون متر مكعب تا 47/5 ميليون متر مكعب در طول سال متغيير است . طول درياچه شش كيلومتر و عرض آن 1700 تا 3000 متر است . مساحت آن حدود 720 هكتار است. وجه تسميه زريوار و زريبار كه هر دو در منطقه متداول است . به واژه زري كه در زبان كردي به معني درياچه است بازمي گردد پسوندوار و بار پسوند تشبيهي و زريوار يا زريبار به معني درياچه وار است . درباره اين درياچه افسانه هاي متعددي وجود دارد . كه مشهورترين آنها وجود شهري مدفون در زير آبهاي درياچه است .
زبان كردي شاخهاي از زبانهاي قديم ايران باستان است و ساكنان كردستان نظر به سختي مكان و بر كنار بودن از سيل تهاجمات خارجي، زبان قديم خود را حفظ كردهاند . امروزه زبان كردي به لهجههاي مختلفي تقسيم ميشود، گويشهاي كرمانجي شمالي و كرمانجي جنوبي (سوراني) كردي و اورامي در منطقه كردستان در بين ساكنان استان رواج دارد . اهالي مريوان با گويش كردي كرمانجي جنوبي ( سوراني ) و مناطق جنوبي مريوان با لهجه اورامامي (گوراني) صحبت ميكنند، لهجه اورامي تا چند دهه پيش ، زبان نوشتاري و ادبي كردي بوده است . امروزه دين مردمان منطقه اسلام است و اكثرا اهل تسنن و پيرو مذهب شافعي هستند، دو طريقت نقشبنديه و قادريه در اين منطقه پيروان زيادي دارند و مراكز اصلي آنها سروآباد و خاورميرآباد " بايره "، بوده است . قبل از اسلام چنانكه آثار و شواهد نشان ميدهد، ساكنان منطقه آيينهاي مختلفي داشتهاند كه مهرپرستي، ميتراييسم و زرتشتي مهمترين اين آيينها بودهاند و اكنون رگهها و ريشههاي اين آيينها را در آيينها و موسيقي منطقه ميتوان ديد . یکی از افتخارات ملت ایران باستان این است که هر باور و ایدئولوژی در این سرزمین برای مردم مورد احترام بوده است و هیچ اجباری برای پذیرفتن ادیان یکدیگر وجود نداشته است . این امر امروزه نیاز توجه بیشتری است تا سنی بودن یا شیعه بودن یا زرتشتی یا مسیحی یا یهودی و . . . همگی همچون گذشته یکسان دیده شوند و هیچ کس اقلیت و اکثریت خوانده نشوند بلکه همگی ایرانی و انسان خوانده شویم .
الفبای کردی
در خط کردی برای کم شدن فاصله ی نوشتار و گفتار تغييراتی در خط فارسی به وجود آمده است که به طور خلاصه بيان می کنم . البته برای ياد گرفتن کامل خط کردی می توانيد به کتاب فرهنگ کردی هه ژار مراجعه کنيد
فتحه: در خط کردی به صورت (ه) نوشته می شود مانند به همه ن به جای بهمن
ضمه: در خط کردی به صورت (و) نوشته می شود مانند کورد به جای کرد
او در خط کردی به صورت (وو) نوشته می شود
تشديد : کلمات مشدد به صورت تکرار حرف نوشته می شوند مانند مه ککه به جای مکه
الف در خط کردی در وسط کلمه به صورت ا نوشته می شود ودر آغاز کلمه به صورت ئ نوشته می شود مانند ئه حمه د به جای احمد و بار به جای بار
در خط کردی حروفی چون ث س ص به صورت س نوشته می شوند مانند سه د به جای صد
در خط کردی حروفی چون ز ذ ض ظ به صورت ز نوشته می شوند مانند زوهر به جای ظهر
در خط کردی حروفی چون ت ط به صورت ت نوشته می شوند مانند ته ناب به جاي طناب
اعداد در زبان کردی تقریبا همان اعداد پارسی است زیرا هر دو ریشه ای مشترک دارند
يه ک ۱ - دوو ۲ - سی ۳ - چوار ۴ - پينج ۵ - شه ش ۶ - هاوت ۷ - هه يشت ۸ - نوو ۹ - ده ی ۱۰ - يانزه ۱۱ - دووانزه ۱۲- سينزه ۱۳ - چوارده ۱۴ - پانزه ۱۵ - شانزه ۱۶
هه وده ۱۷ - هه ژده ۱۸ - نووزده ۱۹ - بيس ۲۰ - سی ۳۰ - چل ۴۰ - په نجا ۵۰ - شه س ۶۰ - هه فتا ۷۰ - هیشتا ۸۰ - نه وه د ۹۰ - سه د ۱۰۰ - دووویس ۲۰۰ - سسه د ۳۰۰
چوارسه د ۴۰۰ - پانسه د ۵۰۰ - شه شسه د ۶۰۰ - هه فسه د ۷۰۰ - هه یسه د ۸۰۰ - نووسه د ۹۰۰ - هه زار ۱۰۰۰
اعضای خانواده در کوردی نیز چنین است
ژن(ئافره ت): زن
پیا : مرد
کور : پسر
دوه ت(کیچ) : دختر
باوک : پدر
دالک(دایک) :مادر
برا : برادر
خوه یشک : خواهر
باپیر : پدر بزرگ
داپیر(نه نگ) : مادربزرگ
مام(تاتگ) : عمو
خالوو :دایی
میمگ : خاله و عمه
زاوا : داماد
وه یو : عروس
خه سوره : مادرزن و پدر زن و پدر شوهر و مادر شوهر و برادر زن
شو : شوهر
ژن : زن و عیال
هاو زاوا : باجناق
ئامووزا : پسر عمو و دختر عمو
خالووزا : پسر دایی و دختر دایی
میمزا : پسر عمه و پسر خاله و دختر عمه و دختر خاله
ژن خالوو : زن دایی
ژن تاتگ : زن عمو
شو میمگ : شوهر خاله و شوهر عمه
دوه ته ر زا : نوه دختری
کررزا : نوه پسری
دش : خواهر شوهر
فصلهای ایرانی در کردی و فارسی نیز بسیار شبیه به یکدیگر هستند
کوردی سنی
بو هار : بهار
هاوين : تابستان
پايز : پاييز
زيستان :زمستان
کوردی که لهور
وه هار : بهار
پايز : تابستان
سه رده وا : پاييز
زمسان :زمستان
برخی صفتهای کردی نیز به شرح زیر می باشد
گه وره: بزرگ - بووچک: کوچک - خاس : خوب - گه ن : بد - ره ئين: زيبا - قيز : زشت - تيه ريک: تاريک - رووشن: روشن - سه ر خوش: شاد - خه مين: غمگين
کار که ر: کوشا - ته مه ل: تنبل - چاخ: چاق - له ر: لاغر - تنک: نازک - پيه ن: پهن - دريژ: دراز - کو ل: کوتاه - پير: پير - جووان: جوان - تژ: تيز - کول: کند - به رز: مرتفع
قول: عميق - فيس: تر - هشک: خشک - بان: بالا - خوار: پايين - چوول: خالی - په تی: خالی - زور: زياد - که م: کم - پوک: خالی - پر: پر - شرين: شيرين - تيه ل: تلخ
سوول: شور - تورش: ترش - ته نيا: تنها - هووفه ل: آدم دروغگو - درووزن: دروغگو - دروو: دروغ - راس: راست - ته ميس: پاک - چرکن: کثيف - دوله مه ن: پولدار - هه ژار: فقير
رنگها در زبان کهن کردی به شرح زیر است
ره ش: سياه
چه رمگ: سفید
که و: آبی
سور: قرمز
زه رد: زرد
ساوز: سبز
قاوه ی: قهوه ای
بوور: خاکستری
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=43&stc=1&d=1168535312
كردها طي قرون متمادي با لباس محلي خود پيوند عاطفي، عقيدتي و سنتي شديدي برقرار كردهاند و علاقه زيادي به حفظ و نگهداري لباس سنتي خود كه نشانگر هويت فرهنگي آنهاست دارند . حتي در ابتداي حكومت پهلوي، هنگام زمامداري رضاشاه كه مقرر شد تمام مردم ايران لباس واحدي بپوشند، كردان در مقابل اين دستور مقاومت نشان داده، لباس خود را تغيير ندادند . یکی از اشتباهات بزرگ رضا شاه منع پوشش های محلی و اصیل ایرانی بود .
البته در شهرهاي بزرگ استان مانند سنندج، برخي از جوانان، لباس محلي را فقط در مراسم و جشنهاي خاص ميپوشند و علاقهاي به استفاده از آن بطور معمول ندارند به همين دليل در سنندج كمتر كسي ديده ميشود كه با لباس محلي در خيابان ظاهر شود، اما در ساير شهرها مانند سقز بانه و مريوان غالبا تمامي زنان و مردان با لباس محلي در شهر ديده ميشوند . لباس و پوشاك كردان از تنوع و غناي فوقالعادهاي برخوردار است كه در زينتها و رنگهاي لباس به چشم ميخورد، لباس كردي هرگز يك رنگ و تيرهگون نيست بلكه هميشه با تركيب رنگهاي مختلف، چشمها را به طرز مطبوعي خيره ميكند و انسان به اين باور ميرسد كه طبيعت و محيط پيرامون، مرغزارهاي سرسبز، گلهاي رنگارنگ ، سپيدي برفها، آسمان صاف و آبي، سيلابهاي خروشان در اين تنوع رنگ تاثير مهمي داشتهاند . لباس زنها نيز از پيراهن بلندي تا روي پنجه پا كه گاهي با پولكهاي الوان تزيين شده و روي آن يك نيمه تنه به اسم " سوخمه " از پارچه زري يا مخمل پوشيده و بالاي سوخمه گاهي لباسي به اسم " كوا " كه از پشت تا پايين پنجه پا كشيده شده و روي آن را گاهي نيمه تنه به نام < سلته > ميپوشند، تشكيل ميشود . پوشيدن هر يك از اين لباسها بستگي به سليقه زنان دارد، شلوار آنها گشاد و از جنس حرير است، پارچهاي توري به عنوان روسري و پارچه ديگر به اسم " شتونيه" يا "شال" به طول سه متر كه روي ناحيه كمر بسته ميشود جز لباس زنان كرد است . زنان و دختران منطقه اورامانات گيسوان خود را به شكل رشتههاي باريك ميبافند و بر گيسوان بافته خود كلاه سكه دوزي شده ميگذارند .
لباس مردان كرد ساكن فلات ايران تنگ و چسب بدن، با چينهاي باز، شلوار چسبان و پوتين سافه بلند است، در كوههاي كردستان جنوبي، مردان لباس گشاد تري ميپوشند كه با نياز بالا رفتن ( صعود ) سازگارتر است . شلوار آن گشاد و كت كوتاه و از جنس نمد سفيد است، يك دستار سفيد و آبي با تصوير " چشم پرنده " نيز به دور سر ميپيچيند و از كمر بند رنگارنگ نيز استفاده ميكنند، همچنين لباس مردانه كردي تابع مقتضيات محيط و شيوه زندگي است و در عين حال گاهي در آن تنوعهاي بسيار جالبي هم ديده ميشود
برخی از لباس مردان تيره رنگ است كه از كت بدون يقه، شلوار ، دهانه تنگ دستاري بر سر و شالي بر كمر تشكيل شده است ولی عموما به شاد زیستی و رنگهای روشن که همانا سنت زرتشت است باور دارند . پيراهنهاي بدون يقه و سفيد ميپوشند كه در انتهاي آستين، زباله مثلثي شكلي قرار دارد كه در حالت عادي به دور مچ يا بازو پيچيده ميشود و آن را " لفكه سوزني" مينامند .
در صورتي كه پيراهن بدون لفكه باشد، اغلب هنگام كار مچها را با پارچه نوار مانندي ميبندند، اغلب مردان از دستار و شال تيره رنگ مخصوصي به نام "رشتي" استفاده ميكنند، زينت مردان بيشتر ساعت جيبي با زنجير آويزان در جلو سينه و گاهي ساعت مچي است . با توجه به زمستانهاي سرد منطقه، اغلب از پالتو استفاده ميشود، اما قشرهاي غيرمرفه نمد ضخيمي به نام " پستك " ميپوشند و چوپانان براي جلوگيري از سرما و حفاظت از سرما وباران ، قباي نمدي دراز و بدون آستين دارند كه دو زبانه كوچك به عنوان آستينهاي كاذب در امتداد شانههاي آن قرار دارد .
منبع : پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=42&stc=1&d=1168535057
يكي از جاذبههاي مهم، ارزشمند و نشاط انگيز منطقه ، موسيقي ، آواز و رقص كردي است، موسيقي و رقص كردي در ميان موسيقيهاي محلي سرزمين ايران ، يكي از اصيلترين و قديميترين موسيقيها و كاملا آريايي است كه با گذشت قرون متمادي هنوز اصالت خود را حفظ نموده است . رقص کردی به جز در کردستان در بسیاری دیگر از شهرهای ایران از مهم ترین رقصهای ایرانی به حساب می آید . به عبارتی این رقص در فلات پهناور ایران جایگاهی والا دارد . در تمام ريتمهاي رقص كردي حالتي از همداستاني ، يگانگي و بدنسازي وجود دارد، دستهاي رقصندگان در هم گره ميخورد، گامها همواره در يك مسير حركت ميكند و چنان متوازن است كه به رژه ميماند . رقص کردی به حدی در ایران محبوبیت دارد که همه اقوام ایرانی از آن بهره می برند . در بسیاری از شهرهای ایران به خصوص شهرهای آذربایجان رقص کردی در عروسی ها مورد استفاده قرار میگیرد . پس از نواختن موسیقی کوردی در مراسمهای شادی - زن و کودک و پیر و جوان دست در دست یکدیگر ناخداگاه به اجرای رقص زیبای کردی میپردازند . امروزه این رقص مورد توجه بسیاری در ایران است . موسيقي كردي كه به مناسبتهاي مختلف و در زمينههاي گوناگون حماسي، عزا، بيماري و جشنها اجرا ميشود، هر بينندهاي را به شور و حال و وجد ميآورد و همواره بينندگان را تحت تاثير قرار ميدهد . سازهاي اصلي كه در موسيقي كردي مورد استفاده قرار ميگيرند عبارتند از : دايره ، زرنا ( سرنا ) ، دوني ، ني انبان و تنبور موسيقي كردي در پنج زمينه اجرا ميشود .
بسیاری از استادان موسیقی سنتی ایران کرد هستند زیرا کمتر از موسیقی بیگانه در داخل موسیقی سنتی کردهای ایران وارد شده است . افرادی مانند استاد شهرام ناظری ، یوسف زمانی ، کامکار ها ، مجتبی میرزاده ، سواره ایلخانی زاده ، محمد صدیق مفتی زاده محمد کمانگر ، فریدون مرادی ، شکر الله بابان ، عثمان احمدی ، ابراهیم ستوده ، عابد سراج الدینی روح الله خالقی و بسیاری دیگر .
موسيقي مقامي
مقامهاي موسيقي كردي عبارتند از " الاويسي " ، " هيران " و قطار " و در اين مقامها نوازنده شماري از گونههاي موسيقي مقامي كهن ايران زمين را كه در اين خطه حفظ شده، اجرا ميكند .
مقامهاي موسيقي كردي از نظر پيوستگي فرهنگي كردها با ساير اقوام ايراني و نيز دارا بودن " تمها " و جلوههاي كهن موسيقي ايراني داراي ارزش بسيار است
موسيقي آوازي
اين موسيقي در دو سبك و شيوه به نامهاي " هوره " و " سياه چمانه " اجرا ميشود كه در اصل موسيقي خراباتي است .
موسيقي مذهبي
اين موسيقي به دو صورت اجرا ميشود، موسيقي " عزا " كه به ناج چمري ناميده ميشود و در تمامي حوزههاي غربي كردستان، آذربايجان غربي، كرمانشاه و ايلام اجرا ميشود . شيوه اجراي مراسم، عظمت و شكوه آن يادآور سوگ " سياوش " است، نواي " چمري " در اين مراسم و نواي حزن و اندوهناك " سر حور " كه بوسيله زنان اجرا ميشود نيز شرح زندگي مستوفي و صاحبان سوگواري كه فيالبداهه توسط " چمر خوانان " ماهر و چيرهدست سروده و خوانده ميشود .
نوازندگان " دهل " و " سرنا " با شنيدن صداي گرم زن و مرد نواي " واي واي " را مينوازند و همراه چمر نواي ويژه " چمري " را در " چمرگاه " اجرا ميكنند . موسيقي ديگر مذهبي، نواي ويژه ماه رمضان است كه از بلنداي شهرها و روستاها در سحر و مغرب براي آگاهي مردم اجرا ميشود و دو نوا و ريتم دارد " سحري " كه قبل از اذان صبحگاهان اجرا ميشود " نقارقان " يا نقارگان " كه هنگام افطار و پايان روزه و آغاز شام اجرا ميشود .
موسيقي حماسي
اين موسيقي به " ههلپهركه " يا " ههل په رين " معروف و به معني حمله كردن است، كردان معتقدند كه " هال په ركه " بسيار كهن است و ماندگاري آن از روزگار پرستش خدايان و مربوط به دوران مهر پرستي یا میترایی است . موسیقی حماسی در لرستان نیز جایگاه والای دارد . در آن روزگار كردان و اقوام آريايي كه پيوسته در پيكار با اقوام ساكي (آشور) بودند، هنگام بازگشت از جنگ و پيكار با اهريمن آيين " ههل پهركه" را در نزد الهه مهر در معابد " مهرابهها " انجام ميدادند . مراسم شرح زندگي، حمله و حوادثي است كه بر جنگجويان گذشته كه به صورت نمايش و نمادين اجرا ميشود و در حقيقت علاوه بر حماسي بودن، جنبه تقدس نيز داشته و نوعي مراسم عبادتي به شمار ميرود .
" دهل " ، " دف " و " سرنا " به عنوان سازهاي اصلي اجراي اين موسيقي حماسي هستند كه به وسيله نوازندگان نواخته ميشوند موسيقي " هه ل په ركه" هفت ريتم اصلي دارد كه به ترتيب يا ساز و همراهي اجراكنندگان انجام مي- گيرد و ريتم آن از كند و آرام " گريان " شروع و به ريتم " سرپا " و ريتم هيجاني " سجاد " پايان مييابد و در ميان آن ريتمهاي ديگر نواخته ميشود .
در ريتم آرام " گريان " به نظر ميرسد كه اجراكنندگان به " ميترا " توضيح ميدهند كه ما آرام آرام به سوي دشمن رهسپرديم و چگونگي آن را بيان ميكنند . در ريتم بعدي به نام " هه ل گردن" يا " سه پا " كه ريتمي تند است به بيان حمله به دشمن ميپردازند، ريتم " سجاد " كه بسيار تند ميشود نشانه اين است كه راهي بسيار طي كرديم و درگيري با دشمن آغاز شد، زدند و پايمان زخمي شد . سرچوبي در اين هنگام ( در حين اجراي مراسم ) خم ميشود و با دست پايش را ميگيرد، چنانكه زخمي شده و ديگران دور او حلقه ميزنند و همچنانكه موسيقي و مراسم اجراي رقص ادامه دارد، پاي او را بطور نمادين ميگيرند كه بر زمين نيفتد، زخمهاي او را پاك ميكنند و مرهم ميگذارند . آنگاه سرچوبي با همان حالت كه مجروح شدن او را ميرساند، برخاسته و دوباره " سجاد " را انجام ميدهد، كه نشانگر اين است كه از پاي نيفتاديم و پيكار با دشمن را ادامه داديم، در اين هنگام اجراي مراسم به اوج مي- رسد و پايان مييابد .
http://forum.charnabsh.com/attachment.php?attachmentid=44&stc=1&d=1168535557
رقصهای محلی با موسیقی كوردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو (یعنی گندم و جو) مینامند (در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك میگویند) .
• در این رقصها معمولاً یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد كه سر چوپی كش نامیده میشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید .
تقسیمبندی رقصهای كوردی
رقصهای محلی كوردی را به دو دسته میتوان تقسیم نمود:
۱- رقصهای مذهبی
۲- رقصهادی محلی كردی (عشیرهای)
الف - رقصهای مذهبی:
منظور از این رقصها، حركات پر شور در اوایش میباشد كه به سماع معروف بوده و در تكایا اجرا میشود در این نوع رقص دراویش در عالم بیخودی حركات سر و گردن خود را موسیقی ریتمیك هماهنگ كرده اصطلاحاً در وجد به سماع میپردازند. که در قسمتهای بالا توضیح داده شد .
ب - رقصهای محلی كوردی عشیرهای:
رقصهای محلی كوردی را میتوان از ریشه دارترین و كهنترین رقصها دانست. هل پرین (حمله كردن) یا رقص كوردی در گذشته صرفاً با هدف آماده سازی و تقویت نیروی جسمانی و روحی مردم مناطق كوردنشین انجام میشد چرا كه مردمان این مناطق در گذشتههای نه چندان دور همواره شاهد جنگهای قبیلهای بودند و همین امر حفظ و آمادگی همیشگی را طلب میكرد لذا مردمان این مناطق در وقفههای بین جنگها و به مناسبتهای مختلف دست در دست یكدیگر آمادگی رزمیو شور و همبستگی پولادین خویش را به رخ دشمنان میكشیدند.
رقص كوردی را یك رقص رزمیمیدانند كه دارای صلابت و متانتی خاص بوده و یاد آور یكپارچگی این مردمان غیور در تمامی ادوار میباشد.
امروزه مجموع این رقصها را چوبی میگویند كه معمولاً به صورت دسته جمعی اجرا میشوند.
رقصهای محلی با موسیقی كوردی پیوندی ابدی داشته و معمولاً زنان و مردان عشایر در مراسم شادی به دور از ابتذال دایره وار دست یكدیگر را گرفته به پایكوبی میپردازند، در اصطلاح محلی این حالت را گنم و جو(یعنی گندم و جو) مینامند( در منطقه مهاباد به آن رَشبَلك میگویند.)
در این رقصها معمولاً یك نفر كه حركات رقص را بهتر از دیگران میشناسد نقش رهبری گروه رقصندگان را به عهده گرفته و در ابتدای صف رقصندگان میایستد و با تكان دادن دستمالی كه در دست راست دارد ریتمها را به گروه منتقل كرده و در ایجاد ایجاد هماهنگی لازم آنان را یاری میدهد. این فرد كه سر چوپی كش نامیده میشود با تكان دادن ماهرانه دستمال و ایجاد صدا بر هیجان رقصندگان میافزاید.
در این هنگام دیگر افراد بدون دستمال به ردیف در كنار سر چوپی كش به گونهای قرار میگیرند كه هر یكی با دست چپ دست راست نفر بعد را میگیرد اصطلاحاً این حالت را گاوانی نامیده میشود.
در رقصهای كوردی تمامی رقصندگان به سر گروه چشم دوخته و با ایجاد هماهنگی خاصی وحدت و یكپارچگی یك قوم ریشه دار را به تصویر میكشند برخی رقصهای كوردی دارای ملودیهای خاصی بوده و توسط گروهی از زنان ومردان اجرا میشوند و در برخی از رقصها یكی از رقصندگان از دیگران اجرا شده و در وسط جمع به تنهایی به هنرنمایی میپردازند و در این حالت معمولاً رقصنده دو دستمال رنگی در دستها نگه داشته و با آنها بازی میكند كه اصطلاحاً به این نوع رقص دو دستماله میگویند و بیشتر در كرمانشاه مرسوم است.
نمایشها و رقصهای كوردی را میتوان به چند قسمت اصلی ذیل تقسیم كرد:
۱- گه ریان ۲- پشت پا ۳- هه لگرتن ۴- فه تاح پاشا۵- لب لان۶- چه پی ۷- زه زنگی ۸- شه لایی ۹- سی جار ۱۰- خان امیری
گهریان :
گهریان در زبان كوردی به معنی گشت و گذار و راه رفتن بوده و حركات مختص این رقص نیز معنای گشت و گذار در ذهن تداعی میكنند.
گه ریان دارای دو مقام بوده كه یكی متعلق به مناطق روستایی و دیگری مناطق شهری میباشد این رقص نرم و آهسته و با لطافتی خاص شروع شده و به تدریج تندتر میشود. ملودی مربوط به این رقص با تنوع در ریتم و نوساناتی در اجرا تا پایان ادامه مییابد.
در این رقص در واقع تاثیر گشت و گذار در زندگی كوردها به نمایش گذاشته میشود و تنوع ریتم در این رقص گویای تجربیاتی است كه در گشت و گذار به دست میآیند و میتوان گفت این رقص زیبا تبلیغی است برای خوب نگریستن در اشیاء و طبیعت . این رقص زندگی با فراز و نشیب و زیر و بم هایش به تصویر كشده شده و بر ضرورت بینایی و كسب تجربه برای رویارویی با رودخانه پر تلاطم زندگی تاكید میشود. این رقص، رقصندگان را برای رقصهای پر تحرك تر بعدی آماده میكند.
تقریباً در كل مناطق كوردنشین ملودی این رقص به شكلی یكسان نواخته میشود و در این رقص نخستین حركت با پای چپ آغاز شد و حركت پای دیگر همواره با سر ضربهای دهل كه معمولاً باریتم دو تایی اجرا میشوند عوض میشود.
پشت پا:
پشت پا رقصی است كه كمی تندتر از گه ریان اجرا شده و در بیشتر مناطق كوردنشین مخصوص مردها میباشد رقص پشت پا همانطور كه از نامش پیداست انسان را به هوشیاری و به كارگیری تجارب میخواند تا مبادا شخص در زندگی از كسی پشت پا بخورد.
ههلگرتن :
هه لگرتن در لغت به معنای بلند كردن چیزی میباشد. این رقص بسیار پر جنب و جوش و شاد اجرا میشود كه با شور و جنب و جوش بسیار به سوی هدف روانه است. ریتم تند ملودی مخصوص این رقص هر گونه كسالت و خمودی را نفی كرده و بر اهمیت نشاط و هدفمندی در زندگی تاكید دارد.
فتاح پاشایی :
فتاح از نظر لغوی به معنی جنبش و پایكوبی است.
ملودی این رقص در سر تاسر كوردستان به شكلی یكنواخت و با ریتمی تند اجرا میشود و لذا این رقص بسیار پر جنب و جوش میباشد بیشتر مردم كردستان از این رقص استقبال میكنند. این رقص نشانگر انسانی است كه به شكرانه كسب موفقیتها و استفاده از نعمتهای خداوندی خوشحالی خود را به نمایش گذاشته است.
لب لان :
این رقص با ریتمی نرم و آهسته پس از فتاح پاشا اجرا میشود و میتوان در آن لزوم تنوع در زندگی را مشاهده كرد. پس از اجرای پر جنب و جوش رقصها گه ریان، پشت پا، هه لگرتن و فتاح پاشا به ضرورت، رقصندگان لب لان میرقصند تا كمی استراحت كرده و تجدید قوا كنند رقص لب لان در واقع انسان را از غلبه احساسات زودگذر نهی كرده، وی را پس از طی مرحله ضروری شور و مستی به قلمرو تفكر دور اندیشی و باز نگری رهنمون میسازد در این رقص، شركت كنندگان آرامش خاصی را احساس میكنند.
چهپی :
چهپی همانطور كه اسمش پیداست به معنای چپ میباشد ملودی این آهنگ با وزن دو تایی اجرا شده و در بیشتر مناطق كوردنشین از جمله كرمانشاه، كوردستان، سنجابی، بسیار از آن استقبال میشود.
فلسفه این رقص قوت بخشیدن به قسمت چپ بدن میباشد چرا كه معمولاً قسمت چپ بدن در انجام امور روزمره نقش كمتری داشته و به مرور زمان تنبل میشود و برای استفاده متعادل از تمامیت جسمانی همواره باید بكارگیری اعضاء سمت چپ بدن آنها را تقویت كرد.
به همین منظور در رقص چه پی قسمت چپ بدن تحرك بیشتری یافته و از خمودگی خارج میگردد. در منطقه كرمانشاه بیشتر زنها از این رقص استقبال میكنند.
زهنگی یا زندی :
در این رقص رقصندگان یك قدم به جلو گذاشته و سپس یك قدم به عقب میروند و این حالت تا پایان ادامه مییابد در این رقص ضرورت احتیاط، دور اندیشی و تجزیه و تحلیل عملكرد از جانب انسان به تصویر كشیده میشود. در واقع در این رقص سنجیده گام برداشتن تبلیغ میگردد.
شه لایی :
این رقص را كه با ریتم لنگ اجرا میشود میتوان یك تراژدی شكست دانست در این رقص قدمها لنگان لنگان برداشته میشوند تا شكست در برابر چشمان حضار ترسیم گردد و در ترسیم این مصیبت كسی زبان به سخن نگشاید.
سه جار :
این نوع رقص با ریتم آرام و گاهاً تند است كه همان طور كه از اسمش بر میآید به معنی سه بار (سێ در رسم الخط كوردی) است كه در آن سه حركت پا و سه حركت به جلو وجود دارد و به گونهای یاد آور عدد مقدس ۳ در فرهنگ فلكلوریك كردهاست.
خان امیری :
این رقص نیز با ریتمی تند همراه است و در آن دستی از هم باز و در بالا قرار میگیرد و حلقهای باز تر و فراختر میسازد و بیشتر تناسبی است بین حركت دستها و پاها این رقص كه در آن گونهای خود نمایی و غرور خانی نیز دیده میشود تداعی كننده پیروزی و پرواز پرندگان را در خاطر میآورد.
منبع : خسرو سینا ـ كارشناس ارشد تئاتر، تهران