PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : یک شعر از حافظ ایمانی


بهار
۸ مهر ۱۳۸۶, ۱۱:۵۳
تصویری از خیال و تجسّم
آهنگ وزن‌های سماعی
رطلت قصیده‌های مرتّب
تقدیسِ شطحِ بنده خدائی

بعد از نواله‌های جدائی
قبل از ترانه‌های سمائی
بسطی درون قبض اثیری
تا از حجاب نفس در آئی

شوریدگی حدیث دمادم
دیوانگی سرور تو از غم
كوهی دچار زنبق وحشی
حرف از بكارتی‌ست كه آدم...

حلّاج بین خلق فدائی
سر را به آستانِ كه سائی؟
فریادی از بلاد به بازار
از كشورِ درونِ رهائی

حَبلُ‌الوَریدِ فاصله نزدیك
نزدیكتر به نسبت مطلق
اسرارِ پشت خلقت ابلیس
مستی‌فزای درد اناالحق

فالی به چرخ جرعه‌ی گردون
قسمت بر این نبود بدانی
مصداق انتمُ‌الفقرا را
درویش باش تا برسانی

درویش باش و ژرف نظر كن
از هفت شهر عشق گذر كن
تا مقصدی بدونِ رسیدن
از خوابگاه عقل سفر كن

چرخی سفیرِ باد موافق
السابقونِ مردم عاشق
چرخی به سمت داغ تكلّم
چرخی به سوی عمق شقایق

در خلسه‌ی سكوت و سرودن
تردیدی از نبودن و بودن
مستی میانِ هسته‌ی هستی
در جذبه‌ی شهودِ من از من

رگها پر از شرابِ رسیده
چشم از ملاحظات دریده
در مغز استخوان طرب‌انگیز
سُكر‌آفرین سُرای قصیده

محكوم بر تقدّس و تطهیر
در چلّه‌های سخت نفس‌گیر
تاریخِ مولوی ترِ شمسی
سوزانِ هُرمِ دفتری از تیر

برپا سُرادقات خراسان
خضرانه‌ی حیات خراسان
تلبیسی از فخامت و تلمیح
مفعول و فاعلات خراسان

مستورِ بایزید نهانی
چشمش ابوسعید معانی
عاصی‌ترین كلامِ مجرّد
معلول علّتی خَرَقانی

شمس است و پلكهای دوباره
مصلوب دارهای اشاره
مقصد شكستن است و پریدن
چاهی پر از هبوط ستاره

یا اَیهَاالهمیشه مدثّر
اِقراء بنامِ سِرِّّ اَنَا السِّر
مبعوث شو شراب بگردان
یا اَیهَاالحبیب مُذَكِّر

مبعوث شو بخاطر مستی
لات و مناتِ باده‌پرستی
این قبله را دوباره بگردان
تا گوشه‌ی مخالف هستی

برخیز تا قرار بگیرم
تا از درون شرار بگیرم
از جلوه‌ای به رقص درآیم
پیغامی از بهار بگیرم

مستانه‌ای مدید شَوَم من
عیدانه‌ای جدید شَوَم من
در كوه‌های صحبتِ سینا
با شیهه‌ای شهید شَوَم من

از غیب كوسِ عشق برآید
محبوب از حچاب درآید
خورشید پشتِ ابر نماند
دوران انتظار سرآید
حافظ ایمانی