هيوا
۲۳ شهریور ۱۳۸۶, ۲۲:۴۷
گاراژ گوش تا گوش پراست از206 ، زانتيا، پژو405 ،پرايد و... كه روزي جلوه اي براي فروختن داشتند . اكنون اين خودروها آهن پاره هاي هستند كه درخوشبينانه ترين ، حالت بايد براي آنها اتاقي نوازخودرو ساز خريد . ميان تمام اين عروس هاي خوش برو روي سابق خيابانها ،يك 206 آبي رنگ خودنمايي مي كند. گو اينكه ديگر نه آبي ، آبي است ونه 206 ،206. معصوم علي ،سرايدار جوان پاركينگ خودروهاي تصادفي نيش خندي مي زند ودست به ته ريش سبك پرفسوريش مي كشد . چشمانش را ريز و درشت مي كند وتخمين مي زند،«نه درست بشونيست . آن را 2 ميليون تومان خريده، ولي مي خواهد پس بدهد ،چيزي ازآن نمانده.»
مالك خودروي206 به همراه دوسرنشين درماجراي تصادف كشته شده اند . اوحتي فرصت نكرد ، پلاك عبورموقت خودرو را با پلاك دايم تعويض كند.«ماشين را تازه از كارخانه تحويل گرفته بودند. توي جاده كاشان تصادف كرده...»
براي اين ها ، شنيدن خبرهاي ناگوارتصادف وديدن خون هاي روي شيشه وداشبورت خودروهاي تصادفي اتفاقي عادي است . چه آنها تلاش مي كنند ، اين خودروها را به زندگي روزمره ،بازگردانند.
ايران رتبه دار جهاني تصادف است . تحقيقات نشان داده درايران هرساعت سه نفربراثرتصادف جان مي بازد.
روي شيشه خورد شده جلوي خودرو هنوز رگه هاي خون ماسيده به چشم مي آيد.عقب خودروسالم به نظرمي رسد ،اما ازكاپوت وقسمت هاي جلويي چيزي باقي نمانده . حميد نقاش زبردست گاراژتوضيح مي دهد؛«دلال اين ماشين را 11 ميليون فروخته،حدود8-7 ميليون هم خرج دارد. بعدآن را مي فروشد.»
خريد وفروش خودروهاي تصادفي هم حكايتي دارد. معمولا دلال هاي اين معامله با درج آگهي درروزنامه ها،خودروها را درمحل تصادف ازمالك مي خرند، اما كمتربراي ترميم آنها اقدام مي كنند،
مگرآنكه پروسه ترميم چندان هزينه برو وقت برنباشد.دلال ها به نوبه خود خودروها را به مشتريان مي فروشند واين مشتري ها به قول صاحبان اين حرفه ،«ماشين را جمع مي كنند.» گاهي اين خودروهاي بازيافت شده به عنوان خودروي نودربازارعرضه مي شود. نقاشي بتونه را از اين كاردك به آن كاردك مي كشد ومي گويد:«بيشترشهرستاني ها اين ماشين ها را مي خرند وجمع مي كنند.آنها را مي برند شهرستان وبه اسم نوبه همشهري هاي خود مي فروشند.» غرق درتماشاي يك پژو405 شده ايم كه دوجوان سواربريك پژوي يشمي رنگ از راه مي رسند. معصوم علي اشاره مي كند :«اينها خريدارند.سوالي داري ازآنها بپرس.» جوان ريزاندام ترپياده مي شود.وقتي ازاودرباره ميزان درآمد خريد وفروش خودروهاي تصادفي مي پرسم،پاسخ مي دهد:‹اي بابا،مايكي خريديم كلي ضرركرديم.›اما سياوش،جوان دوم شغلي جزخريد وفروش خودروي تصادفي ندارد. هرچند او ليسانس مديريت صنعتي است.‹دوست دارم ماشين بازم.›اومتعلق به قشري است كه گمان مي كرديم سال هاست منقرض شده اند. دستي به گلگيرسمت راست عقب ماشين مي زند . ‹اين گيلگيرتعويضي است.آن را 3تومان خريديم ،تعميركردم . مي دهم4و800 ›سياوش ترجيح مي دهد،خودروهاي بسيارآسيب ديده را بفروشد وخود را درگيرتعميرآنها نكند.
مرد ميانسال،يك سند دردست دارد،دلش نمي خواهد ازقيمت هاي رايج اين معامله ها چيزي بگويد:«بستگي به ماشين دارد.» با اين همه درباره تصادفات توضيح مي دهد:«بيشترماشين هاي نو به اين شكل تصادف مي كنند،بيشترين تصادف ها مربوط به پرايدمي شود.فرمان پرايد تيز است . جوانها هم رعايت نمي كنند. بعد هم 206 و زانتيا.»حميد كه حالا بتونه كاري يك رنو را تمام كرده،ميان سخنانش مي آيد كه:«با اين اكسي كه جوانه مصرف مي كنند. ...»حرفش را مي خورد؛«ماشين هم بيشترمال باباهايشان است.»
اين پاركينگ تنها محلي است كه مستاجران حرفه بازسازي خودروبه ازاي هرشب توقف خود مبلغي به مالك مي پردازند .صافكار ازكسادي كار گله مي كند«اگركارداشتم الان اينجا وانيستاده بودم، اينجا هركس براي خودش كار مي كند .بعضي ها مدام دستشان پر است. بعضي هم نه.دلال ها هم فقط براي خريدوفروش مي آيند.با اين همه حميد ماهانه چيزي حدود650 هزار تومان درآمد دارد .معصوم علي خودش را كنار مي كشد:«من فقط سرايدارم پول اصلي به جيب مالك گاراژ مي رود.تازه آن هم خيلي كم است .شبي 2000 تومان براي يك گاراژ 400ميليوني چيزي نيست.»صداي چكش ها قطع نمي شود گو اينكه اغلب خودروهاي نواين پاركينگ نيازمند اتاق يا قطعات نو هستند. قيمت اتاق خودرو بسته به مدل آن بين 3 تا 7 ميليون تومان متغيير است. براي بسياري از مشتري هاي خودروهاي جديد صرف مي كند كه اين خودروها را با قيمت ناچيزخريده وبا عوض كردن قطعات آن صاحب يك خودروي نوشوند. براي كارخانه هاي سازنده هم اين معامله نبايد خالي ازسود باشد. شايد به همين دليل خياباني نظير نظام آباد پراست ازپاركينگ هاي خودروهاي تصادفي . با اين همه هيچكدام از معامله گران اين معامله علاقه اي ندارند،ازدرآمد شغلشان حرفي بزنند. مگرصافكارها ونقاش ها.«ما دستمزدمان را مي گيريم.كاري به اين كارها نداريم.» ومرد ميانسال :«چرا مي خواهيد در مورد اين قضيه بنويسيد؟مي خواهيد دولت بيايد دست روي اين شغل هم بگذارد؟!»
مالك خودروي206 به همراه دوسرنشين درماجراي تصادف كشته شده اند . اوحتي فرصت نكرد ، پلاك عبورموقت خودرو را با پلاك دايم تعويض كند.«ماشين را تازه از كارخانه تحويل گرفته بودند. توي جاده كاشان تصادف كرده...»
براي اين ها ، شنيدن خبرهاي ناگوارتصادف وديدن خون هاي روي شيشه وداشبورت خودروهاي تصادفي اتفاقي عادي است . چه آنها تلاش مي كنند ، اين خودروها را به زندگي روزمره ،بازگردانند.
ايران رتبه دار جهاني تصادف است . تحقيقات نشان داده درايران هرساعت سه نفربراثرتصادف جان مي بازد.
روي شيشه خورد شده جلوي خودرو هنوز رگه هاي خون ماسيده به چشم مي آيد.عقب خودروسالم به نظرمي رسد ،اما ازكاپوت وقسمت هاي جلويي چيزي باقي نمانده . حميد نقاش زبردست گاراژتوضيح مي دهد؛«دلال اين ماشين را 11 ميليون فروخته،حدود8-7 ميليون هم خرج دارد. بعدآن را مي فروشد.»
خريد وفروش خودروهاي تصادفي هم حكايتي دارد. معمولا دلال هاي اين معامله با درج آگهي درروزنامه ها،خودروها را درمحل تصادف ازمالك مي خرند، اما كمتربراي ترميم آنها اقدام مي كنند،
مگرآنكه پروسه ترميم چندان هزينه برو وقت برنباشد.دلال ها به نوبه خود خودروها را به مشتريان مي فروشند واين مشتري ها به قول صاحبان اين حرفه ،«ماشين را جمع مي كنند.» گاهي اين خودروهاي بازيافت شده به عنوان خودروي نودربازارعرضه مي شود. نقاشي بتونه را از اين كاردك به آن كاردك مي كشد ومي گويد:«بيشترشهرستاني ها اين ماشين ها را مي خرند وجمع مي كنند.آنها را مي برند شهرستان وبه اسم نوبه همشهري هاي خود مي فروشند.» غرق درتماشاي يك پژو405 شده ايم كه دوجوان سواربريك پژوي يشمي رنگ از راه مي رسند. معصوم علي اشاره مي كند :«اينها خريدارند.سوالي داري ازآنها بپرس.» جوان ريزاندام ترپياده مي شود.وقتي ازاودرباره ميزان درآمد خريد وفروش خودروهاي تصادفي مي پرسم،پاسخ مي دهد:‹اي بابا،مايكي خريديم كلي ضرركرديم.›اما سياوش،جوان دوم شغلي جزخريد وفروش خودروي تصادفي ندارد. هرچند او ليسانس مديريت صنعتي است.‹دوست دارم ماشين بازم.›اومتعلق به قشري است كه گمان مي كرديم سال هاست منقرض شده اند. دستي به گلگيرسمت راست عقب ماشين مي زند . ‹اين گيلگيرتعويضي است.آن را 3تومان خريديم ،تعميركردم . مي دهم4و800 ›سياوش ترجيح مي دهد،خودروهاي بسيارآسيب ديده را بفروشد وخود را درگيرتعميرآنها نكند.
مرد ميانسال،يك سند دردست دارد،دلش نمي خواهد ازقيمت هاي رايج اين معامله ها چيزي بگويد:«بستگي به ماشين دارد.» با اين همه درباره تصادفات توضيح مي دهد:«بيشترماشين هاي نو به اين شكل تصادف مي كنند،بيشترين تصادف ها مربوط به پرايدمي شود.فرمان پرايد تيز است . جوانها هم رعايت نمي كنند. بعد هم 206 و زانتيا.»حميد كه حالا بتونه كاري يك رنو را تمام كرده،ميان سخنانش مي آيد كه:«با اين اكسي كه جوانه مصرف مي كنند. ...»حرفش را مي خورد؛«ماشين هم بيشترمال باباهايشان است.»
اين پاركينگ تنها محلي است كه مستاجران حرفه بازسازي خودروبه ازاي هرشب توقف خود مبلغي به مالك مي پردازند .صافكار ازكسادي كار گله مي كند«اگركارداشتم الان اينجا وانيستاده بودم، اينجا هركس براي خودش كار مي كند .بعضي ها مدام دستشان پر است. بعضي هم نه.دلال ها هم فقط براي خريدوفروش مي آيند.با اين همه حميد ماهانه چيزي حدود650 هزار تومان درآمد دارد .معصوم علي خودش را كنار مي كشد:«من فقط سرايدارم پول اصلي به جيب مالك گاراژ مي رود.تازه آن هم خيلي كم است .شبي 2000 تومان براي يك گاراژ 400ميليوني چيزي نيست.»صداي چكش ها قطع نمي شود گو اينكه اغلب خودروهاي نواين پاركينگ نيازمند اتاق يا قطعات نو هستند. قيمت اتاق خودرو بسته به مدل آن بين 3 تا 7 ميليون تومان متغيير است. براي بسياري از مشتري هاي خودروهاي جديد صرف مي كند كه اين خودروها را با قيمت ناچيزخريده وبا عوض كردن قطعات آن صاحب يك خودروي نوشوند. براي كارخانه هاي سازنده هم اين معامله نبايد خالي ازسود باشد. شايد به همين دليل خياباني نظير نظام آباد پراست ازپاركينگ هاي خودروهاي تصادفي . با اين همه هيچكدام از معامله گران اين معامله علاقه اي ندارند،ازدرآمد شغلشان حرفي بزنند. مگرصافكارها ونقاش ها.«ما دستمزدمان را مي گيريم.كاري به اين كارها نداريم.» ومرد ميانسال :«چرا مي خواهيد در مورد اين قضيه بنويسيد؟مي خواهيد دولت بيايد دست روي اين شغل هم بگذارد؟!»